ابو القاسم راز شيرازى

435

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

از مدح خلايق ، و دو وجه وجيه از براى عدم حزن از مذمّت ايشان بيان مىفرمايد : وجه اوّل از اوّل ، آنكه مدح خلايق عبد را ، زياد نمىكند در منزلت و مقام او در نزد خالق و معبود حقيقى او ؛ زيرا كه عباد ، عاجز و ذليل و اسيرند در قبضهء قدرت الهيّه ، و وجود ايشان منشإ اثرى نيست ، چه رسد به افعال و كلامشان ؛ پس مدح ايشان اصلا باعث كمال قرب بنده در نزد حقّ تعالى نشود . و وجه ثانى از اوّل ، آنكه مدح خلايق عبد را ، چنان‌كه باعث كمالات نفسانيّه و قرب به حضرت ربّانيّه نيست ، نيز باعث بىنيازى از خيرات و منافع مقدّرهء الهيّه و از مضرّات و مصائب محكومهء مقتضيه از براى او نيست ؛ يعنى : خواه خلايق بنده را مدح نمايند و خواه ذمّ ، آنچه از خيرات و مضرّات دربارهء او مقدّر است - حتما حكما - قضاى الهى به او روآور است - « كما ورد فى الأدعية : لا مانع لما اعطيت و لا معطى لما منعت و لا رادّ لما قضيت » « 16 » - و عبد ، با وجود مدح خلايق ، باز محتاج به عطاياى حقّ جلّ و علا ، و محلّ ورود قضاى اوست ؛ پس مدح خلايق ، بىحاصل و ثمر باشد عبد را . و مرد عاقل بافطانت ، چگونه فرحناك گردد به چيزى كه حاصل ندارد براى او ؟ ! . و وجه اوّل از ثانى ، آنكه مذمّت خلايق عبد را ، ناقص نمىسازد از عبد چيزى را ؛ يعنى باعث سلب منفعت يا كمالى از او نخواهد شد ؛ زيرا كه وجود عباد و اقوال و افعال ايشان ، مبدإ اثرى بدون ارادهء الهيّه نيست . و وجه ثانى از ثانى ، آنكه مذمّت مردم بنده را ، تنزّل نمىدهد او را از درجهء سعادت و خير او ؛ پس نبايد عبد محزون گردد به چيزى كه اصلا باعث ضرر در مرتبه و كمال و منفعت او نباشد . بعد از آن ، حضرت امام - عليه الصّلاة و السّلام - نصيحت مىفرمايد بنده

--> ( 16 ) - چنان‌كه در دعاها وارد است . . . : به منهج حاضر ، صفحهء 419 سطر 6 رجوع شود .